ای مالک از خشم مردم بترس که نمونه ای از خشم خداوند قهار است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
88/08/15ساعت 20:32 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/08/04ساعت 18:40 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/07/17ساعت 17:34 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/07/08ساعت 22:16 توسط احد پناهی
|
|
وصال دولت بيدار ترسمت ندهند |
كه خفته اى تو در آغوش بخت خواب زده |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
88/06/29ساعت 18:7 توسط احد پناهی
|

ای میهن ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
+
نوشته شده در
88/06/21ساعت 18:3 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/06/18ساعت 19:58 توسط احد پناهی
|
صيد حلال
دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
88/06/11ساعت 11:18 توسط احد پناهی
|
هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود
چه کسي قسمت کرد سفره ي شاد دلش را با من
با که قسمت کردم سهم تنهايي روحم را من
هيچکس در سبد خالي اين دست صبور سيب سرخي نگذاشت
هيچکس پيله ي تنهايي من را نگشود
+
نوشته شده در
88/06/10ساعت 15:18 توسط احد پناهی
|

فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
....................................
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
+
نوشته شده در
88/05/29ساعت 8:57 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/04/13ساعت 7:1 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/03/07ساعت 16:16 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/02/02ساعت 20:33 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/01/31ساعت 20:50 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
88/01/25ساعت 19:27 توسط احد پناهی
|
+
نوشته شده در
87/12/19ساعت 18:16 توسط احد پناهی
|
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / زبامیکه برخاست مشکل نشیند
طبیب اصفهانی
+
نوشته شده در
87/11/24ساعت 6:51 توسط احد پناهی
|
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما
ساقی به نور باده بر افروز جام ما مطرب بگو که جهان شد بکام ما
حافظ ز دیده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
حافظ
+
نوشته شده در
87/11/21ساعت 10:19 توسط احد پناهی
|